صفحه 1
استاندارد

شعر ” نشسته “

نیمه شب‌ها می‌شمارم ، هی ستاره خوشه خوشه ، دسته دسته
معدن الماس در اقیانوس چشمانم ، شکسته
می‌خروشد موج اقیانوس چشمم ، روی دامن دامنم
ِرش ِرش شد ، از امواج جانم ، گشت ، خسته
سلسله کوهی که با یاقوت دل ، بنیان نهادم
شد نهنگ‌ستان دل من ، در تماشایش ، نشسته