شعر ” یتیمان چشم در راهند “

دلم داغ علی دارد به دل ، امشب
گُل باغ علی دارد به دل ، امشب
گُلی کز درد جانکاهی حکایت می‌کند هر دم
دل از داغ علی دارد به دل ، امشب

به الماس سرشکم می‌کَنم چاهی که  مولایم
ز پا افتاده دور از چاه دارد درد دل ، امشب
بیا زینب، یتیمان چشم در راهند و مولا خفته در بستر
گرفته کودکی، ظرفی، غذا در آن بهل ، امشب
یتیمان شیر آوردند تا مولا کند افطار
دل از افطار خونین علی گشته خجل ، امشب
به محراب عبادت فُزت و و رب الکعبه چون فرمود
زمین و آسمان لرزید، عدّو شد مضمهل ، امشب

پاسخ دهید