شعر ” یاریم فرما “

پرستار آتش ، رخت آتش ، کفش آتش ، تفریح من آتش
غذا آتش ، فضا آتش ، خَدم آتش ، حَشم آتش ، بوستان و چمن آتش
خدایا ، یاریم فرما ، توانم صبر کردن را
میان آتشستان می‌گدازد جان و من ماندم ، میان آتش سرکش

شب و طوفان و دود ، این بیابان وحشت انگیز است
از آن ترسم در این صحرای جان فرسا ، بگیرد جسم و جان ، شعله خیزم ، غش
خدایا ، صحنه جانفراساست ، نه یک آتش نشان پیداست
نه یک شمع و چراغی بین دود و درد و اندوه توانفرسا ، و طوفانِ زیان بارش

پاسخ دهید