شعر ” گل نایاب “

خواهش دارم برادر ، خواهرم ، نور دو چشمانم ، جوابم بده ، به لب آمد جان
خاک روح افزای هرمز را ، چرا مخفی نمی‌داری تو از نامحرمان
رحمی آخر ، عطر گل‌های جهانی را برای خاطر حق حفظ کن
نام آن خاک است و گوهرهای بی‌همتا و دُرّی بی‌نشان است در جهان

درّه رنگین ، دُرّ هرمز است این ، یا گلی نایاب از الطاف حق
غارهای بی‌نشان در هرمز است این ، یا شکوهی بی‌امان ، ای دوستان
این بهشت کانی و این گنبد الوان ، صد حیف است ، حیف
خاک سرخ ساحل هرمز خداوندا ، چرا در سفرۀ بیگانگان
مردم ما دوست می‌دارند ببینند این مناظر را ، که هستند دلربا و جانفزا
گر ببینند ، می‌کِشند بر دیده خاک جان نواز و عطرگین ، این مکان
می‌کند رسوا خیانتکار نادان را که سودا می‌کند ، خاک سر افراز وطن
می‌زند مُهر خیانت را به پیشانی خاک ، حق در طول زمان
پس بیائید ، بهر دین و آب و خاک و مرز و بوم خود ، جان افشان شویم
تا ز ما راضی بماند تا قیامت ، مهدی صاحب زمان

پاسخ دهید