شعر ” پیام انبیاء “

اینک ، از شام بلا ، آل پیمبر می‌رود
تا ببوید ، لاله‌های ، سرخ پرپر ، می‌رود
با مدال صبر و پیروزی و فتح ، افتخار
یادگار حیدر و زهرای ، اطهر ، می‌رود

زیر و رو کردند ، شام شب زده ، با امر حق
حق جلودار است و زینب سوی سرود ، می‌رود
سِرّ حق ، بر نیزه بود و رفت ، تا شام بلا
سرفرازی می‌کند ، تا روز محشر ، می‌رود
نطق‌های زینب و کلثوم و زین العابدین
کرد ویران ، شام و کوفه تا به کوثر ، می‌رود
سلسبیل زمزم و کوثر ، به دست کاروان
از فرات و دجله ، تا گل‌های بی سر ، می‌رود
تا بنوشد ، امت پیغمبر ، آخر الزمان
دست سقای حسینش ، آب کوثر ، می‌رود
جن و انس شستند ، به آب دیده ، پای کاروان
کاروان ساقی است ، دنبال ساغر ، می‌رود
هست و نیست ، اینک ، سرمست از می ساقی شده
عرش می‌بالد ، که تا گلزار داور ، می‌رود
بوسه‌گاه ، عرش شد کرببلا ، تا روز دین
دین حق ، پیروزمند ، دیدار رهبر ، می‌رود
می‌کند فرمانروائی ، زینب ، اندر کربلا
صبر شرمنده ، ز بانوی دلاور ، می‌رود
آفرینش ، فخر می‌ورزد ، به فخر انبیاء
چون پیام انبیاء ، بر دوش آن ، بانوی برتر ، می‌رود
حق پیام انبیاء ، تحویل می‌گیرد ، در روز حساب
زینب ، ای آزادگان ، تا محضر قاضی اکبر ، می‌رود

پاسخ دهید