شعر ” نیست “

در بیابان دلم ، جز آتش غم ، رهگذر نیست
غیر دود و درد و محنت ، با دل من ، همسفر نیست
عقلم افتاده ، میان شعله‌ها ، در این بیابان
شعله‌ور اندیشه ، می‌چرخد ، پناهی جز خطر نیست

پاسخ دهید