شعر ” مُحرِم “

دلم دارد هوای پر زدن ، بالای خونین شهر
بشوید دیده‌ام ، گرد و غبار ، از نای ، خونین شهر
ندا آمد که مُحرِم وارد این کوی باید شد
که از خون شهیدان بوده ، چون دریای خون ، این شهر

پاسخ دهید