شعر ” راز گل “

من نمی‌بینم ، روی ماهم را چون نمی‌بینم ، حشمت و رضوان
تو بپرس ، از گل پرور ، ای دیده دیده کی ، دیده عطر جاودان

جاودانها را می‌توان دیدن با دلِ جان ، گر دیدۀ جانان
راز گل ، داند باغبان گل خارِ گل ، بیند ، دیدۀ نادان
گل سِتان داند ، قصۀ بلبل عارفان دانند ، معنی عرفان

پاسخ دهید