شعر ” حضور “

من در حضور توام ، ای همه حضور چشمان من ، چه کنم ، هست کور کور
هی ناله می‌کنم که بیا تا ، ببینمت هی می‌دهم شعار ، بفرما دگر ظهور

آقا ، مرا ببخش که از کوری خودم غافل شدم ، زدم ، دم ز راه دور
مولای من ، قدم به روی دیده‌ام بنه روشن شود ، دو دیده‌ام ، ای آیه‌های نور
باور کنم ، همیشه پیش منی ، دلربای من نزدیکتر شوم به تو ، همچون گلیم و طور
دیگر نمی‌گریزم و تهمت نمی‌زنم هم تا ظهور بمانم ، به شوق و شور

پاسخ دهید