شعر ” بهار زندگی “

بیا ای دل دوباره ، پر بگیریم سراغ قبر پیغمبر بگیریم
بیا نالۀ جانسوز زهرا طناب از بازوی ، حیدر بگیریم
به یاد آن سکوت ، سخت مولا سر خود را کنار ، در بگیریم

ببینیم ، شعله و میخ ، در و دود نشان محسن ، از رهبر بگیریم
بپرسیم محسن ، از چه رفت در خاک غبار خاک او ، بر سر بگیریم
بپرسیم از رخ و بازوی زهرا به فرق خویش ، خاکستر بگیریم
شباب اهل جنت را بجوئیم ز بزم نابشان ، ساغر بگیریم
بنوشیم ما ، می جاوید و آنگه بهار زندگی ، از سر بگیریم

2 نظر در مورد “ شعر ” بهار زندگی “ ”

پاسخ دهید