شعر ” بخواب “

بخواب ، ای نوگل ، تنّاز مادر بخواب ، ای سروِ ، سرو ناز مادر
بخواب ، ای عارف ، پاک‌باز مادر بخواب ، ای آصف و جانباز مادر
بخواب ، ای نازنین ، خوش آرمیدی به عمر کوته هت ، صد عمر دیدی
بخواب ، ای ماه و ای خورشید عمرم پس از تو ، ناتوان شد ، دید عمرم

بخواب ، مادر ، که راحت آرمیدی خدا را شکر ، زود از ما رمیدی
به هر روزی ، هزاران سجده دارم به شکری ، که تو همچون ما ندیدی
مصیبت‌های جانفرسای ما را چه گویم ، آه از ناگفتنی ها
اگر غم گفتنی بود ، وای چه می شد دلم از خون ، دریاچه نمی‌شد
چه غم‌هایی که ، درمانی ندارد چرا ابلیس پشیمانی ندارد
معاذ الله ، غلط گفتم که ابلیس هریمن ، چتر ایمان ندارد
خدایا ، پوشه از روی ریاکار به قرآن مجید ، اینک بردار
خدا داند که از این انسان نماها گدازه بارها ، ریخت بر سر ما
بخواب ، ای مونس روح و روانم که شکر هجرتت ، ورد زبانم
بخواب ، ای سرور و سردار مادر بخواب ، ای مه روی ، بیدار مادر

پاسخ دهید