شعر ” ببار اشک “

ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
بیا ، ای دیدۀ دریایی من بسوز ، ای سینۀ ، صحرایی من
چه کردند ، یا رسول الله ، با ما دلم ، زین روزگار ، بسیار خسته

ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
بیا ، ای مرگ ، زیبای دل افروز در آغوشت بگیرم ، چون شب و روز
خدایا ، شعلۀ مرگم ، بیفروز ببینم ، آه آتشناک ، رسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
خدایا ، جرم زهرایم ، چه بوده است چرا ، بازوی زهرایم ، کبود است
چرا ، رخسار زهرا ، رنگ دود است چرا ، زهرا به رخ ، دستمال بسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
چرا ، شلاق زدند ، بر بازوانش چرا ، رفته فرو ، میخ ، توی سینه‌اش
چه شد ، فضه دوید ، ناگه به سویش مگر ، محسن ، میان خون نشسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
چه فریاد است ، که بر گوشم رسیده چرا ، از گوش زهرا ، خون چکیده
چه شد ، که قامت سَروَش ، خمیده چه کس ، بر گردنم ، ریسمان بسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
مگر زهرا ، شده از غصه ، بیمار چرا ، هی دست می گیرد ، به دیوار
چه گویم ، من به زهرای ، عزادار چه شد ، که رشتۀ عمرش ، گسسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
حسین من ، چرا خاموش ، امشب نهادی سر ، توی دامان ، زینب
بگو ، کلثوم ، چرا دارد ، حسن ، تب چرا ، عالم دلش ، زین صحنه ، خسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
ستون عرش ، می‌لرزد از این غم از این ماتم ، به خشم آمد ، خدا هم
چگونه ، من دگر ، راحت نشینم سراپای وجودم ، درد ، رسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
چرا ، زهرا به بیرون از مدینه پناه آورد ، ز جور قوم ، کینه
مگر انصاف ، مرده ، در مدینه که زهرا ، اینچنین هست ، دل شکسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
چرا ، فرمود ، شب غسلم نمائید چرا ، فرمود ، شب کفنم نمائید
چرا ، فرمود ، شب دفنم نمائید چرا ، یک عمر ، رخ در اشک ، شسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته
   
مدینه ، از چه اینسان ، در سکوتت است مگر ، نه اینکه ، مأوای حبوط است
هدف از وحی ، ای مردم ، چه بوده است چه کس ، با مصطفی ، پیمان نبسته
   
ببار اشک ، خوشه خوشه ، دسته دسته عدو پهلوی زهرایم ، شکسته

پاسخ دهید